بیوگرافی:
بسماللهالرحمنالرحیم
الحمدالله ربالعالمین والصلاهوالسلام علی سیدنا محمد و علی آله وصحبه و من دعا بدعوته الی یوم الدین
قال الله تعالی: (من المومنین رجال صدقوا ماعاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من یتنظر و مابدلوا تبدیلا)
و قال عز من قائل : و لا تقولوا احسن یقتل تبدیلا فی سبیل الله امواتا بل أحیاء عند ربهم یرزقون) آل عمران / 169
از جمله ارزشهای مهم و والای دین مبین اسلام فرهنگ جهاد و شهادت است، این گرایش در انسان مومن که عملا وارد عرصه دین و ایمان شده است عمیق و ریشهدار است چراکه پروردگار عظیمالشأن زندگی دنیوی را عرصه امتحان و آزمایش انسان و ابتلای آن به انواع ابتلائات گوناگون نموده است تا اینکه از میان انسانهای مومن افرادی را به عنوان درگاه برگزیدند و رتبه والای شهادت را نصیب آنان بنماید، پر واضح است که انسان تنها زمانی که شایستگیها و قابلیتهای لازم جهت احراز این مقام را از خود نشان دهد میتواند به عرصه و سعادت شهادت قدم بگذارد، شهادت مقامی بس عظیم است که توصیف آن به آسانی میسر نیست تنها زمانی این راز برملا میشود که با تمام وجود و دقت کافی به آیات قرآنی مربوط به این قضیه توجه کنیم و احادیث صحیح نبوی را مورد کندوکاو قرار دهیم، در این صورت است که میتوان به راز شهادت و رتبه عظیمی که که در این مقام نهفته است پی برد ، برای توصیف آن کافی است آیه 169 آل عمران را با دیده بصیرت مورد تأمل قرار دهیم که خداوند متعال فرمودهاند : ( به کسانی که در راه خدا کشته میشوند مرده نگوید بلکه آنان زندهاند و نزد خدای خود روزی داده میشوند ) پیدا است که کسب این مقام به صبر، بردباری، رشادت و جوانمردی ، اخلاص و صدق نیت تیازمند است ، چراکه خداوند خود لطیف و بصیر است و به نیات قلبی و انگیزههای درونی انسان آگاه است و میداند که انسان به چه چیز میاندبشد و درصدد چه کاری است ، خداوند خود اعلام میدارند که انسان را خود ما خلق کردهایم و میدانیم نفس او در دلش چه وسوسههایی میکند ، چه بهتر که همه ما مسلمانان در راستای تربیت ایمانی و دینی خود درصدد پاکسازی قلب و نفس خود باشیم و در تزکیه آنها بکوشیم وگرنه کارهایی که رنگ و بوی خدایی ندارند و با مهر تأیید الهی مورد پذیرش واقع نمیشوند در آخرت برای ما کاری نمیکنند ، جهاد و شهادت درطول تاریخ رمز رهایی امت از ذلت و عبودیت و ترک آنها باعث س افکندگی ، ذلت، خواری و تفرق و تشتت میگردد، دشمن دین و اخلاق راضی به بقای چهرههای معروف دین و علم نیست ، و با ترفند حیله و مکر میخواهد آنها را از صحنه اجتماع مسلمین خارج سازد، و جامعه بشری را از انوار علوم آنان محروم نمایند، میخواهند با ترور و ایجاد رعب و وحشت امنیت عمومی را به خطر انداخته و آرامش و اطمینان قلبی مسلمانان را از بین ببرند چرا که رشد و ترقی امت اسلامی فقط در سایه تلاش و فعالیتهای علمای نامی دینی به ثمر مینشیند ، و آنانی هستند که فروزان تاریکیهای جهل و نادانی و کفر و الحاد را از بین برده و راه علم دینی و هدایت الهی را برای مومنین هموار میسازند ، مسلمانان از نور دانش آنانها روشنی مییابند و قلب خود را جلا و صیقل میدهند ، این راه راه آسانی نیست و نیازمند قربانی و فداکاری است، بزرگان زیادی درطول تاریخ بشریت از آغاز تا به امروز قربانی دست پلید و جنایتکار مجرمانی بودهاند که به آسانی برای اشباع شهوات و رغبات مادی و شهوانی خود آلت و بازیچه دست جنایتکاران از خدا بیخبر میشوند ، و علمای مسلمان را آماج تیرهای خیانت خود قرار میدهند وآنها را در خون پاکشان میغلتانند، غافل از اینکه پیامبر اکرم (ص) به عاقبت شومی که در انتظار آنان است اشاره دارند و میفرمایند( لبشر القتال بالقتل ولو بعدحین – به قاتل مژده کشته شده بده و لو بعد از مدتی طولانی هم باشد) قتل نفسی که داوند حرام نموده اس ازکبائر به شمار میآید ، جامعه اسلامی همیشه در معرض توطئههای دشمنان قسم خورده اسلام و ایمان است ، بنابراین مسلمانان باید بیدار شوند، و واقعیت جامعه خود را درک نمایند، و آن را از گزند توطئههای پشت پرده جنایتکاران و ایادی استکبار حفظ نمایند، مسلمانان باید بدانند هر رنج و محنتی که در راه خدا خالصانه و با نیت پاک متحمل شوند ، پاداش اخروی بسیار عظیمی دارد که به آسانی قابل وصف نیست ، و باید این واقعیت را درک کنند که ترک دین و جهاد در راه آن جز ذلت و خواری نتیجهای به دنبال نخواهد داشت و هیچ قوم و امتی جهاد در راه خدا را ترک نکنند مگر اینکه خوار و ذلیل خواهند شد ، این نکات و قضایای مهم که هر کدام بحثی جداگانه دارد در احادیث نبوی و آیات قرآنی به خوبی مشهود میباشد .
در حادثه(بئر معونه) که پیامبر اکرم (ص) یاران خود را برای تبلیغ دین و رسالت اسلام به سوی اهل (بئر معونه) فرستاد شخصی به نام انصاری گفت من پیام رسول خدا را به آنان ابلاغ میکنم، سپس آمد تا در اطراف خانههای آنان قرار گرفت و زانو زد و گفت : ای مردم (بئر معونه) من فرستاده پیامبر خدا به سوی شما هستم ، من گواهی میدهم که (اشهد أن لاالهالاالله و أنا محمدا عبدهورسوله فآمنوا بالله و رسوله) پس یکی از خانهها بیرون آمده به سوی او رفت و با نیزهای او را به شهادت رساند و آن یار فداکار در آن لحظه گفت (فزتوربالکعبه) ، و از راهی که آمده بود بقیه یاران پیامبر را پیدا کردند که در غاری پناه گرفته بودند و (عامربنطفیل) همه آنان را به شهادت رساند، ابن اسحاق میگوید : انسبن مالک برایم بازگو نموده است که درباره آنان قرآنی نازل شده است (آیاتی از قرآن) ، و اینکه از ما به قوممان خبر دهید که ما به دیدار خدایمان نائل شدیم، سپس از ما راضی شد و ما هم از او راضی شدیم، سپس آن آیات نسخ گردید و گفتهاند که آن آیات را پس از آنکه مدت زمانی تلاوت قرائت میکردیم منسوخ گردید و خداوند آیات 169 آلعمران و آیات پس از آن را نازل کرد، مسلم در صحیح خود میگوید که از مسروق نقل میکنداز عبدالله درباره این آیه ( و لا تحسبن الذین قتلوا..) سوال کردیم، پس گفت ما خود آن را از پیامبر خدا(ص) پرسیدیم، سپس فرمودند : (ارواح آنان در داخل پرندههای سبز رنگی هستند دارای قنادیلی که از عرش آویزانند میباشند، در بهشت به هر جا بخواهد به گشت و گذارمیپردازند سپس به آن قنادیل باز میگردند ، پروردگاربه آنان توجهی نمود و فرمود : آیا چیزی را تمنا و اشتها میکنید ؟ گفتند: درآرزوی چه چیزی باشیم در حالیکه دربهشت هر جا بخواهیم به سیر و سیاحت میپردازیم؟ سپس پروردگار سه بار این گفته را با آنان تکرار کرد، سپس هنگامیکه دیدند مدام از آنان درخواست میشود و رهایشان نمیکنند ، گفتند: پروردگارا میخواهیم ارواحمان به اجساد ما بازگردانده شود تا اینکه یکبار دیگر در راه تو کشته شویم، سپس وقتیکه دید هیچ نازیندارند به حالت خود گذاشته شدند.
در حدیث دیگری آمده ات از أنس که پیامبر اکرم (ص) فرمودند : ( هیچکسی نیست که بمیرد و نزد خدای جایگاهی داشته باشد ، و علاقهمند باشد به دنیا برگردد به جز شهید که خوشحال است به دنیا برگردد و یک بار دیگر در راه خدا کشته شود آن هم به خاطر فضل و برتری شهادت است که مشاهده کرده است)( احمد آن را روایت کرده است و مسلم هم حدیث را تخریج نموده است)
در حدیث دیگری از جابربنعبدالله روایت شده است که گفت: پیامبر(ص) به من فرمودند : (آیا میدانی که خداوند پدرت را زنده نمودند و به او فرمودند: آرزو کن، پس به خدای متعال فرمودند: به دنیا برگردانده شوم و یکبار دیگر در راه تو کشته شوم، خدای متعال فرمودند: من فرمانم بر آن رفته است که دیگر بار به دنیا برنمیگردند)
و بخاری گفتهاند: به روایت از از جابر شنیدهام که گفت: هنگامیکه پدرم به قتل رسید شروع به گریه کردن نمودم و پارچه را از صورت او برمیداشتم ، یا راه پیامبر(ص)مرا از این عمل نهی کردند اما پیامبر (ص) نهی نکرد، پس پیامبر (ص) فرمود: برای او گریه نکنی- یا اینکه گریه لازم نیست- پیوسته فرشتگان با بالهایشان او را زیر سایه خود گرفته بودند تا اینکه رفع شد.- به روایت مسلم و نسائی)
احادیث ذکرشده به اضافه احادیث دیگری که دارای همان مضامینی است به خوبی قدر و مرتبه شهید و جایگاه والی آن را نزد خدا نشان میدهد، و شهادت در راه خدا بزرگترین افتخار فرد خوبی است .
افردای که دست به چنین اقدامی میزنندو مومنان و عالمان دینی را که با سختی و زحمت زیاد در طی چندین دهه با تحمل دشواریهای فراوان علوم دینی را به صورت سنتی و به شیوه قدیم یاد گرفتهاند و سالها عمر خود را صرف آن نمودهاند به شهادت میرسانند اگر به عم و ریشه این جنایت که مرتکب میشوند توجه کنند، خواهند دانست که چه بدبختی و تیرهروزی برای خود و آخرت خود ببار آوردهاند . عالمانی بیدفاع که در تمام زندگی آماده نشدهاند ضرری و آسیبی به کسی برسانند. عالمانی که اگر اشکالی در کار خود میدیدند ، یا در حق کسی بدی روا داشته باشند ، با اتخاذ تدابیر لازم خود را مخفی و در تیررس آنها قرار نمیدادند، عالمی بیدفاع، بیضررسرشار از علم و دانش زحمتکش سختکوش تلاشگر، بسیار خسته به خاطر مطالعات زیاد قلمفرساییهای فراوان کارهای علمی تدریس ، ترویج دین و اخلاق پاسخگویی به مسائل شرعی مردم شریک در آلان و دردو رنجهای جامعه بشری، آیا این کوردلان جاهل و ارز خدا بیخبر این بازیچهای دست مستکبران در صحرای محشر چگونه پاسخگوی دادگاه عدل الهی خواهند بود این چه طرز تفکر غلط و اندیشه و پندارهای پوچ و بیمحتوایی است که اینچنین آنها را به این منجلاب خیانت و لجنزار جهل و ظلم و جنیت کشتنده است ، مگر کشتن قومی عالم کار آسانی است مگر نمیدانند حتی کشتن افراد ساده و جنایتکار را هم تا زمانی که حکم صحیح و درست شرع که مبتنی بر قرآن و حدیث باشد و عالم متبحر آنرا صادر کند در مورد آنان صدق نکند نمیتواند به قتل برساند. کسی که دچارتوهم و خیالبافی و جهل شده است باید بداند داد را خود را به سوی اسفلسافلین و جهنم سوزان هموار میکند، کسی که بدون توجه به مقام و شأن خدای متعال و شریعت غرای او و بدون داشتن و رنج و زهد و تقوی ، بدون برخورداری از زهد و تقوی ، بدون برخورداری از علم و عقل و عقلانیت دست به کاری میزند کار او در قال جنایتی هولناک ظاهر میشود که همه مسلمانان و جامعه را به ترس و وحشت میاندازد ، فرد جاهل و نادان که بوی از علم و عقل و دانش نبرده است چگونه میتواند در امور بزرگ و تصمیمگیری های خطرناک خود را دخیل بداند؟ متأسفانه بسیاری از افراد جامعه بشری که برای اشباع عقدههای پلید خود دست به دامی جنایتهای هولناک میشوند، میپندارند دنیایی که آنان در آن زندگی میکنند و سرزمینی که آنان بر روی آن به بدترین شیوه دخل و تصرف میکنند هیچ خالق و آفرینندهای ندارد و کسی آنها را از عالم غیب و ملکوت زیر نظر ندارد، جهل آنان از یاد آن برده است که ملائکه و فرشتگان مأموران الهی همیشه با آنان هستند ، غافل از اینکه خود خدای که متعال هر جا که باشند همراه آنان است ، در همان لحظهای که توطئه میکنند و مخفیانه به سویمحل جنایت میروند تا زمانیکه به دست پلید و خیانتکارشان کار را تمام میکنند تحت مراقبت الهی و زیر نظر فرشتگان بودهاند ، میپندارند که این دنیا بدون مالک و صاحب است و انسانعها خالق و آفرینندهای ندارد که خود وعده داده است . از مجرمان انتقام میگیرد و آخرت آنها را تباه میکند ، آیا آنها صدام میتلر و موسولینی و افعیهای سمی صربها را فراموش کردهاند که چگونه خداوند آنها را بعد از آنکه درکمین خود گرفتار ساخت به دام انداخت. آیا دقت و فکر در قران کریم و مطالعه اوضاع مسلمانان و اقعی که خواهان صلح و دوستی هستند و چراغ نورافشان رحمت الهی درعالم بشرند آنها را بیدار نمیکند ، آیا از خود خجالت نمیکشند و از خدا شرم نمیکنند؟ آیا کسی که تکتک افراد جامعه بشریوی را دوست دارند و از نور دانش او بهره میگیرند مستحق قتل است؟ حال آنکه درجامعه بشری افراد شرورو جناتکاری هستند آنها مستحق انتقاماند البته نه به شیوه تروریستها باله با رویه و عملکرد صحیح شرعی و اثبات جرم.
باید همه ما این واقعیت را درک کنیم که قتل بسیار عظیم است تا آن حد که پیامبر(ص) در حدیثی اشاره به این واقعیت دارد که کار و امور انسان مومن همواره روبراه است و در دین او گشایش وجود دارد تا زمانیکه مرتکب قتل میشود و قتیکه مرتکب قتل شد بدبختی و یره روزیاو شروع میشود و طبق حدیث پیامبر (ص) همه چیز مسلمانان بر مسلمان حرام است مال خون و عرض او ، پس چگونه جنایتکار فاسد اینگونه دست خود را به خون مومن عالم آلوده میکند؟
مگر نمیداند خدای متعال در آیه 93 سوره مبارکه نساء میفرماید: (وَمَن یقْتُلْ مُؤْمِنًا مُّتَعَمِّدًا فَجَزَآؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِیهَا وَغَضِبَ اللّهُ عَلَیهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِیمًا) هرکس مومنی را به طورعمد به قتل برساند پس سزای او جهنم است که در آن جاودانه میماند و خدا بر او خشم میگیرد و او را لعنت کرده است و برایش عذابی دردناک آماده کرده است .
آیا این آیه قرآنی که از عالم غیب و از جانب خدای متعال آمده است کافی نیست که انسانها با دقت در آن به خود بیایند و دست از جنایت هولناک و عظیم قتل بردارند. آیا این آیه مبارکه کافی نیست که عظیمترین پندها و عبرتها را ازآن بگیریم ؟ آیا جنایتکاران مانند یهود بنیاسرائیل دلهایشان سخت شده است که یحی را سر میبرند و ذکریا را به فجیعترین شیوه به قتل میرسانند ، آیا سرگذشت و تاریخ پر فراز و نشیب سرتاسر عبرت جهان بشریت که آینه تمام نمای آن قرآن کریم است کافی نیست که ما را پند و عبرت دهد، سرتاسر حیات و زندگانی دنیا امتحان و آزمایش است ، باید مجرمان و جنایتکاران بدانند غیر از دنیای تاریک و ظلمانی و سرشار از جنایت آنان جهانی دیگر وجود دارد باید بدانند غیر از تفکرات غلط و اندیشههای پست و بیخاصیت آنان اندیشههای والای قرآنی و ایمانی هم وجود دارد باید بدانید غیر از دنیای تاریک ابوجهل و مشرکین دنیای نورانی و روشن محمد(ص) و مومنین هم وجود دارد، مجرمان بیش از این دست خود را به خون بیگناهان بیدفاع آلوده نکنند وگرنه خداوند روزی آنها را گرفتار خشم و انتقام خو خواهد ساخت و در همین دنیا آنها را نابود و متلاشی میکند .
ما میدانیم که یکی زا این جنایتها به شهادت رساندن عالم و دانشمند بزرگوار حاج ماموستا ملابرهان عالی بود ، فردی فرهیخته عالم دانا مدرس امام جمعه و جماعت واعظ وسخنران توانا دبیر ورزیده و دانای سرشار از علم و دانش ، فردی زحمتکش ، فعال و کوشا ، پرچمدار سنگر علم و تقوا و ادب که خدمات شایانی به جامعه بشری ارائه کرده است فردی که جوانی خود را در راه کسب علم سپری کرد و پس از کسب آن بقیه عمر در خدمت علم و دین و تدر یس و تبلیغ دینی به سر برد، فردی که سرتاسر خیر و نیکی و نور و روشنایی بود برای جامعه ، فردی که در همه عرصهعای علمی ، اجتماعی، فرهنگی و دینی حضور فعال داشت و از منبع سرشار علم و دانش قرآنی و احادیث نبوی و علوم غرای شریعت اندوختههای علمی خود را کسب کرده بود ، صفات و سجایایی شخصیتی و اخلاقی او بسیار فراوانند بطوریکه به آسانی در این مختصر نمیگنجد. در مناسبات اجتماعی،فرهنگی ، دینی و کاروانهای حج و زیارت و مجالس وعظ و ارشاد و مراسم جمعه و جماعت کلاسهای درس و تدریس بهره وافری داشت و واضح است چنین شخصیتی برای آخرت خود و اندوخته توشه أخروی میکوشید.
شهید برهان عالی متولد سال 1332 در روستای کانیسانان تابع شهرستان مریوان بود . پدر او عالم مشهور حاج ماموستا ملامحمد امینی عمر صادق مدرس مشهور کانی سانان و مادرش ملیحه خانم قادرنژاد چوری از سادات چور میباشند . او در شهریور ماه 1351 موفق به دریافت اجازه علمیه از طرف پدر بزرگوارش میشود که به تأیید شیخ عثمان سراج نقشبندی در خانقاه محمودآباد دورود هم میرسد و نیز حاج ماموستا سید عطاءالله سبزواری چوری و ماموستا ملا عبدالله کاتب متخلص به" فنائی " و سایر عالمان برجسته منطقه رتبه علمی واجازه علمیه اورا تأیید نمودهاند .
آن عالم فرزانه بسیار موفق و با دقت و تأمل و تیزهوشی فراوان درس و تحصیل و طلبگی خود را سپری نموده، علومی را که یاد میگرفته است به آسانی به طلاب علومدینی تدریس مینموده و در این باره بسیارتوانا بوده است.
وی متن بسیاری از کتابهای علمی مانند کتاب سیوطی- الفیه ابن مالک – کتاب فریده در نحو و صرف – سبزواری در منطق و کلام – الفضیله در علم عقائد و کلام متعلق به مولوی شیخ عبدالرحیم را حفظ بود. ملا برهان پس از دریافت مدرک و اجازه افتاء تدریس در روستای کانیسانان، در مساجد شهرستان مریوان از جمله مسجد طالقانی و دارالاحسان به تدریس مشغول و طلاب زیادی از محضر درس ایشان بهرههای فراوان برده و همزمان در مدرسه سید قطب مریوان به مدت ده سال به تدریس اشتغال داشته است .
شهید همزمان در دبیرستانهای شهرستان مریوان و حومه نیز به تدریس معارف اسلامی ، عربی، فلسفه ، منطق و ادبیات اشتغال داشت.
وی در سال 1375 ه.ش به شهرستان سنندج انتقال پیدا کرد و در مسجد؟؟؟؟ به تدریس علوم دینی و امام جماعتی همان مسجد منصوب شد که توسط سازمان اوقاف و امور خیریه اداره میشد. در حین تحصیل از ملکه و توانائی ادبی و علمی خوبی برخوردار بود که در فصاحت و بلاغت و ادبیات یکی از فرهیختگان کم نظیر به حساب میآمد.
وی در سال 1376 ه.ش در امتحانات تعیین سطح دانشکده الهیات دانشگاه تهران شرکت نمود و موفق به اخذ مدرک سطح 2 که معادل (لیسانس) میباشد گردید.
و در سال 1380 بار دیگر در امتحانات تعیین سطح در مقطع کارشناسی ارشد(فوقلیسانس) شرکت نمود و این مقطع را هم با ارائه پایاننامه خود در زمینه (ترجمه و تحقیق) کتاب اصولی (لبالأصول) با موفقیت گذراند و در شهرستان سنندج در مدارس و مراکز علمی و مدارس علوم دینی مرکز برگ اسلامی غرب کشور به تدریس مشغول گردید .
شهید عالی در شورای روحانیت و شعبه حل اختلاف فعالیتهای قابل توجهی داشت و خدمات زیادی به مردم عزیزو شریف کردستان ارائه نمود.
گرایش به طریقت و تصوف
شهید حاج ماموستا ملا برهانعالی متمسک و علاقهمند به تصوف و عرفان بود و رشد و ترقی بشری را در جهت کسب سعادت اخروی در آن میدید البته از راه علم و تقوی و کار مفید و سازنده و در این عرصه تابع طریقت نقشبندیه بود و برای مریدان این طریقت احترام فراوان قائل بود و آنها را به این کار تشویق مینمود.
فعالیتها و تالیفات:
در این زمینه می توان به رساله ها و نوشته هایی که برخی از آنها به چاپ رسیده و برخی هم هنوز چاپ نشده اند اشاره کرد.
- پایان نامه دریافت مدرک کارشناسی ارشد در زمینه اصول الفقه
- مبحثی راجع به طلاق و مبحثی راجع به تلقین میت.
- شهید عالی نوشته ها و مطالب زیاد دیگری دارند که به عنوان فتوا یا جواب مسائل مختلف شرعی توسط مردم دریافت شده و نیازمند جمع آوری و تنظیم و ترتیب است و حواشی مختلفی برکتب علمی و دینی دارد که دست نوشته است. در ضمن به خاطر تلاش فراوان و اوقات بسیار زیادی که به پاسخگویی به سوالات شرعی و فقهی مردم اختصاص میداد کم تر فرصت می کرد که به تالیف بپردازد، زیرا تالیف فراغت خاصی لازم دارد. ملا برهان بسیار مورد توجه مردم بود و گاهی حتی در موقع صرف ناهار یا شام مردم با تماسهای تلفنی خود مسائل مختلف را با او در میان می گذاشتند که اوقات زیادی از عمر شریفش در همین راستا سپری گردید.
شهید در زمینه شعر و ادبیات ذوق سرشار ، توانا و قریحه ای به خصوص داشت. چرا که به زبانهای عربی ،فارسی و کردی تسلط خوبی داشت علی الخصوص راجع به مدایح نبوی و قصاید عرفانی و دینی قصاید شعری فراوانی دارد که نیازمند جمع آوری و تدوین است.
نمازجمعه و مناسبات دینی، اجتماعی و فرهنگی
شهید در این عرصه به حق می توان گفت که خوش درخشید و از همان آغاز حضور در محضر درس پدر بزرگوارشان و به توصیه ایشان به خاطر قریحۀ خوبی که داشت به ایراد خطابه و سخنرانیهای نماز جمعه پرداخت و مدت زیادی را در این عرصه گذراند.
خطبه های نماز جمعه ایشان مشحون از بیان مسائل و معارف دینی و اسلامی است که مطالب علمی،فقهی و اعتقادی و ادبی را با زبانی ساده و فصیح برای مردم بیان می کرد. در این باره توانائیها و لیاقتهای خوبی از خود نشان داده است. بررسی آثار و cd های موجود ایشان نشانگر این مطلب است.
در حقیقت نماز جمعه، عرصه تجلی توانائیهای علمی و فقهی و ادبی ایشان بود و برای خطبه های نماز جمعه و مطالب مربوط به سخنرانیهای مختلف کتابهای فراوانی را مورد دقت و مطالعه قرار می داد.
به طور مثال درزمینه علوم دینی کتابهای زیر را که مورد مطالعه ایشان بود و تدریس هم می کرد می توان نام برد:
1. جمع الجوامع سبکی در اصول الفقه
2. مختصر المنتهی تفتازانی در علم بلاغت
3. گلنبوی برهان در منطق
4. کتابهای الفضیله در کلام و مزیده در نحو و صرف و سبزواری در منطق و حکمت به خاطر منظوم بود نشان بسیار مورد توجه ایشان بود.
5. کتاب العقیده المرضیه
6. کتاب العقیده الطحاویه
وی در عرصه ادبیات فعالیت چشمگیری داشت و دیوانهای شعری کردی مانند دیوانهای نالی، محوی، ناری، ملا محمود مفتی متخلص به بیخود و دیوان ملا عبدالرحیم مولوی و سایردیوانها و آثار شعری کردی به اضافه عرصه وسیع ادبیات فارسیمانند سعدی ،حافظ، مثنوی مولانا و سایر شاهکارهای ادبیات فارسی بسیار مورد توجه وی بودند.
دیگر آثار علمی و دینی مورد مطالعه ایشان در گستره فرهنگ و آثار فکری و علمی و دینی در کتابها و آثار زیر نمایان است:
- تفسیر فخر رازی-قرطبی-بیضاوی-کشاف-طبری- صفوه التفاسیر-فی ظلال القرآن- تفسیر روح المعانی و...
- در زمینه حدیث: صحاح سته- موطا امام مالک-بلوغ المرام- تاج الاصول و...
- در زمینه فقه: تحفه ابن الحجر- اعانه الطالبین-شرح المنهج- مغنی المحتاج- الأم امام شافعی.
- اصول الفقه: جمع الجوامع- لب الاصول- المصقول فی الاصول جلی زاده- و رساله امام شافعی در اصول.
- تاریخ: طبری- کامل ابن اثیر در تاریخ- تاریخ ابن خلکان- الرحیق المختوم- تاریخ الخلفا و غیره- سیره ابن هشام و سیره ابن کثیر.
- در ادبیات: کتاب الاغانی ابوالفرج- جواهر الادب- کتابهای جاحظ- و کتاب حیاه الحیوان دمیری و سایر آثار ادبای عرب مثل معلقات و قصاید مربوط به مدایح نبوی.
- کتابهای قواعد و صرف و نحو عربی مثل: شرح ابن عقیل-سیوطی- مغنی اللبیب- شذور الذهب- قطر الندی و المغنی فی النحو.
این استاد شهید و شخصیت والا در تمام عمر خود مشغول و سرگرم پرداختن به علم دین و فقه و فقاهت بود و از علم و دانش سرشاری برخوردار بوده است و حیات خود را وقف خدمت به دین مبین اسلام و پرورش نسل جوان نموده وی از خانواده ای به دنیا آمد که تدین و عشق به علم و دانش در سرلوحه کار آنان بوده است. این شهید بزرگوار از ستارگان درخشان آسمان این خطه از سرزمین پهناور ایران زمین بود و قریحه و فصاحت و بلاغت و توانایی عجیب وی در سخنوری و ارائه توضیحات علمی و نکات دقیق فقهی ،کلامی و دینی وی را ممتاز می نمود. او همگان را در نمازهای جمعه به تقوای الهی و ارزشهای دینی و اخلاق حسنه و صلح و دوستی دعوت می کرد و هرگز عداوت و کینه و دشمنی با کسی نداشت مگر کسی که راه کفر و الحاد پیش گرفته باشد که با رهنمودهای سازنده و بیانات ارزشمند خود که مبتنی بر دانش و معرفت بود گمراهان را نصیحت می کرد. او در قلب مردم جای گرفته بود و شخصیتی ممتاز و برجسته بود که با عبور از پیچ و خم های زندگی و دشواریها و سختیها و گذراندن مراحل سخت و پرداختن به مطالعات فراوان و طولانی و فعالیت در عرصه خطیر تدریس و افتا صیقل داده شده بود و شناخت و معرفت الهی از او شخصیتی ساخته بود که به جرات می توان گفت کم نظیر بود. افسوس که جاهلان و کسانی که بویی از علم ، معرفت و شناخت،احساس دینی و تدین ، تقوا و پرهیزکاری، فهم و درک و شعورانسانی نبرده اند و مفهوم و جایگاه علم و اندیشمند دینی برای آنان مهم و در خور اهمیت نیست ، به تأسی از استاد فاسد و منحرف خود شیطان، از ریختن خون عالم بیگناه لذت می برند و دستان خیانتبار خود را که هرگز روزی و ساعتی و یا حتی ثانیه ای در خدمت جامعه بشری و دین خدا و انسانیت نبوده است به سوی کسی که قرآن و حدیث و شرع و فقه در سینه دارد و در دامان پاک مادر مسلمان و متقی بزرگ شده است و زیر نظر پدر عالم و دانشمند خود به کسب فضایل علم و تقوی پرداخته است و صدها طلبه و عالم از نور علم او بهره گرفته اند دراز می کردند و خون پاکش را به زمین ریختند غافل از اینکه با این کار دنیا و آخرت خود را تباه نمودند غافل از اینکه کشتن یک فرد مقررات و قواعد فقهی و اصولی قرآنی و حدیثی و الهی دارد و تشخیص اینکه چه کسی باید کشته شود فقط با خدا و شریعت او است و شرع الهی معیار و ملاک تشخیص است نه یک مشت مزدور فریب خورده ی عوام و بی سوادی که به هیچ مسأله ای از مسائل دنیا و آخرت به خوبی و بروجه صواب واقف نیستند و مشمول مطلبی هستند که پیامبر اکرم (ص) اظهار نمودند و آن هم اینکه قبل از قیامت هرج و قتل بالا می گیرد به طوریکه نه قاتل می داند چرا مرتکب قتل می شود و نه مقتول می داند که چرا کشته شده است.کشتن یک دانشمند و قتل عالمی متبحر و موشکاف و دارای استعدادهای درخشان و قدرت علمی فراوان جز اینکه به ایجاد رعب و وحشت در جامعه کمک می کند چه نفعی برای آن قاتلان دارد آیا با فکر پوچ و بی ارزش خود می پندارند که خداوند دین خود را خاموش می کند و آن را به دست فراموشی می سپارد، آیا می پندارند کار آنها مورد پسند است؟ و یا اینکه فکر می کنند اربابان آنها بر حق اند ؟ خیر آنها برباطلند و در دام اوهام و پندارهای باطل و پوچ گرفتار آمده اند. پندارهای باطلی که نشأت گرفته از جهل و عدم آگاهی از قوانین و مقررات الهی عالم خلقت است و می پندارند آنان اهل تشخیص اند اما دیگران تشخیص ندارند!
اما باید بدانند سرابی را که مقابل چشمان خود مجسم نموده اند به خواست خدای عادل و یکتا به زودی از بین خواهد رفت و خداوند دستان خیانتکار آنها را قطع خواهد کرد.این مزدوران از خدا بی خبر چگونه بدون هیچ گونه هشدار و تذکر و مقدمه و دادگاهی دست به قتل و آدم کشی می زنند، چگونه در بارگاه عدل الهی حجت خویش می آورند چگونه خود را بازیچه دست مستکبران خودکامه قرار می دهند و از خدای خود شرم و حیا نمی کنند ، خداوند نسبت به مردم رئوف و رحیم و پیامبرش (ص) رحمه للعالمین و قرآن خدا سرتاسر نور و معرفت و شفای دردها است، آنها به جای اینکه خدا و پیامبرو کتاب خدا را مدنظر قرار دهند و خود را از عذاب جهنم برهانند عالم بی دفاع را به قتل می رسانند اما کفر و سرکشی را در خود احیا می کنند. آنان دانشمندی بزرگ را به شهادت می رسانند و محبت شیطان را در دل خود احیا می کنند. از خداوند متعال می خواهیم که با لطف و رحمت خود درهای فتنه و آشوب را ببندد و مسلمانان را از محنت و مصیبت و آشوب و بلا و فتنه محفوظ نماید و شهدای گرانقدر از جمله استاد شهید ملا برهان عالی (ره) را در جوار قرب خود سکنی دهد.
"آمین والحمد لله رب العالمین"