بیوگرافی:
زندگی نامه
عارف فریقی سی ام بهمن ماه سال 1294 در روستای صلوات آباد شهر سنندج به دنیا آمد. پدرش ملا عبدالصمد ، روحانی برجسته ومؤمنی بود که به اصلاح امور مردم می پرداخت . عارف از شش سالگی همچون شاگردی رسمی در کلاس پدرش حاضرمی شد . او در زمان کوتاهی توانست دروس مقدماتی وروخوانی قرآن کریم را نزد پدرش بیاموزد ، برخی کتابها همچون گلستان وبوستان سعدی را نیز پیش پدرش به پایان رساند. آنگاه از محضر دیگر استادان در منطقهی کردستان بهره مند شد ومدرک دورهی علوم قرآنی گرفت . به روستای فرجه سنندج رفت و امام جمعه وجماعت آنجا شد و منشا خدمات بزرگی نظیر تعلیم وتربیت یکصد قاری قرآن و بنای مسجد عظیم فرجه گشت. در مسجد فرجه به ارشاد مذهبی مردم پرداخت وعلاوه برآن ، مفاسد وستم های حکومت شاهنشاهی را برای مردم بازگو می کرد وآنان را با نهضت وقیام امام خمینی (ره) آشنا می ساخت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در برابر ضد انقلاب موضع سخت ومحکمی گرفت و به لعن و نفرین آنها پرداخت. افراد ضد انقلاب وقتی از مجادله با او درمانده شدند وتوان مقابله با تیغ زبانش را نیافتند ، دستگیرش کردند و در روستای توریور زندانیاش ساختند، لیکن بر اثر فشار مردم ، مجبور شدند او را آزاد کنند . ملا عارف فریقی پس از آزادی ، استوارتر از گذشته به مبارزه خود ادامه داد و با پیوستن به مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور، فعالیت دینی خود را منظم ومنسجم ساخت تا آنکه افراد گروهک کومله ، شب دوم تیر ماه 1365 به منزلش در فرجه سنندج حمله کردند و او را پیش چشمان خانوادهاش به شهادت رساندند، مردم پیکر پاکش را در بهشت محمدی به خاک سپردند ، از شهید فریقی یک پسر به یادگار مانده است.
افکار وخصوصیات اخلاقی واجتماعی
از کودکی با قرآن انس گرفت ، هرگاه کتاب خدا همراه او نبود آیات آن را از حفظ قرائت می کرد و با آن ، دل وقلب خویش را آرام می بخشید ، شهید فریقی برای نشر تفکر قرانی ومعارف اسلامی تلاش بسیار کرد دهها شاگرد برجسته ،ثمره تلاشهای اوست.
ملا عارف فریقی به این حدیث نبوی ایمان کامل داشت که فرمودهاند: « انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و اهل بیتی ، یذکرکم الله فی اهل بیتی »
« من دو چیز گرانبها وارزشمند در میان شما می گذارم : کتاب خدا و اهل بیتم را درباره اهل بیتم خدا را به یاد شما می آورم.»
از این روی ضمن احترام به اهل بیت ، فرهنگ قرآنی را در میان مردم خصوصاًجوانان ترویج کرد تا بتواند حصار محکمی گرد جامعه اسلامی ایجاد کند که مانع تجاوز بیگانگان شود.
ملاعارف تجسم مقاومت وصبر بود در عین پیری وکهولت سن با صبر خویش توانست ضدانقلاب را از کردار خویش خاسر ونادم کند ؛کلام گرم ونافذی داشت که برای خاموش کردنش دست به ترور او زدند و از محاسن سفیدش شرم نکردند! راستی این پیر هفتاد ساله چه داشت که این همه از او در هراس بودند ؟ آری از تکیه گاه او وسرچشمه فکر او یعنی قرآن کریم بیم داشتند.
ملا عارف علاقهی ویژهای به شنیدن سخنان رهبر کبیر انقلاب اسلامی داشت و از شنیدن کلام او به وجد می آمد . نسبت به حقوق همسایگان نیز دقت زیاد داشت. مواظب بود کسی از او آزرده نشود ، مردم را نیز به رعایت حق همسایه توصیه میکرد. بارها بر بالای منبر این حدیث نبوی را خوانده بودکه فرموده اند: اوصیکم بالجار .
پیام شهید
آخرین سخنی که ملا عارف فریقی برزبان راند به روایت خانواده اش این بود: « همیشه به یاد خدا باشید قرآن بخوانید واز رهنمود های امام خمینی(ره) پیروی کنید .»