مركز بزرگ اسلامي غرب كشور   اسلام ، شیعه ، سنی
نقشه سایت معرفی به دوستان تماس با ما
پایگاه اطلاع‌رسانی آوای امین
آواي امين
آوای امین
دسته‌بندی مقالات
همه مقالات
مقالات دینی
مقالات فقهی
مقالات سیاسی
مقالات اجتماعی
مقالات ادبی
مقالات متفرقه
اشعــــــار
ویژه‌ها
نقد و بررسی کتاب
وحدت جهان اسلام؛ چشم انداز آينده
وحدت جهان اسلام؛ چشم انداز آينده
معرفی شخصیت‌ها
ملا محمد کریمیان
ملا محمد کریمیان
گالری تصاویر

دین اسلام و مفهوم وحدت اسلامی يكشنبه,20 تیر 1389   

در مفهوم دین، زیباترین جملات این است كه، دین یك سری از اعتقادات نسبت به وجود مبدأ كائنات به عنوان آفریدگار و پدیدآورنده‌ی عالم، آگاه، قادر، غنی، عادل مطلق و جامع همه صفات جلالی و كمالات الوهی و ویژگی‌های بارز و خصوصیات ثبوتی است، او همه چیز را می‌داند و بر هر چیزی تواناست، ذاتی است شنوا و بینا و همیشه زنده و مختار و با اراده بوده و دارای كلام و گفتگو با فرشتگان و پیامبران .
 واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا (آل عمران 103) یا ایها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثی و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا...
 یا ایهاالناس ان ربكم واحد و ان اباكم واحد كلكم من آدم و آدم من تراب، لیس لعربی علی عجمی و لیس لعجمی علی عربی و لا لاحمر علی ابیض و لا لابیض علی احمر فضل الا بالتقوی (حدیث شریف نبوی(
 در مفهوم دین، زیباترین جملات این است كه، دین یك سری از اعتقادات نسبت به وجود مبدأ كائنات به عنوان آفریدگار و پدیدآورنده‌ی عالم، آگاه، قادر، غنی، عادل مطلق و جامع همه صفات جلالی و كمالات الوهی و ویژگی‌های بارز و خصوصیات ثبوتی است، او همه چیز را می‌داند و بر هر چیزی تواناست، ذاتی است شنوا و بینا و همیشه زنده و مختار و با اراده بوده و دارای كلام و گفتگو با فرشتگان و پیامبران می‌باشد و جهان ماهیت از اویی و به سوی اویی داشته زیرا مبدا همان معاد بوده و راهنمایان حركت، عقل و وجدان سالم انسانی و پیامبران الهی هستند كه خداوند با لطف خود در میان مردم اینان را مبعوث فرموده و پس از آنان، علما و جانشینان ادامه دهنده راه آنان می‌باشند.
 ولی جالب است كه مفهوم بارز این لغت و مصداق كامل واژه دین، همان دین اسلام است كه قرآن صراحتا آن را چنین بیان می‌دارد: "ان الدین عندالله الاسلام" (آل عمران 19) البته منظور این نیست كه ادیان گذشته با این نام خوانده شده‌اند، اما هدف این است كه تمام انبیاء بر مبنای اسلام و تسلیم شدن در مقابل حق همه مردم را به خداشناسی و احكام اعتقادی و عملی و اخلاقی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی سالم، ایده آل، معتدل، میانه رو و بدون افراط و تفریط دعوت كرده‌اند چنان كه خود ابراهیم خلیل الله «ع» مسلمانان را با این دین خوانده و معرفی كرده است : "هو سماكم المسلمین من قبل و فی هذا" (حج 78) پس مسلمین در واقع از ابتدای بعثت انبیاء به عنوان جوامعی كامل و معتدل، دین اسلام را تحت عنوان آئین سعادت بخش در دو قلمرو مادی و معنوی پذیرفته و آن را به عنوان جامع ترین، پویاترین و بانشاط ترین مكتب قبول نموده اند و ریشه امت اسلامی، ریشه‌ای قدیمی، اصیل و مستحكم می‌باشد.
 
* عوامل اساسی گرایش به دین اسلام:
 این عوامل در دو شاخه‌ی مهم خلاصه می شوند:
1. انگیزه‌های گریز از عوامل اختلال و بی نظمی در زندگی ایده‌آل و مورد نظر مردم از قبیل فساد اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، ستم و ظلم حاكمان زر و زور، ناهنجاری های حاكم بر جامعه در بعد اخلاقی، تبعیض نژادی، حق كشی و مظلوم كشی، نظام بهره برداری، خرافه پرستی و موهوم پرستی در بعد عقیدتی، دوری از معنویات و فاصله گرفتن از شرایع آسمانی و مكاتب انبیاء، كینه توزی‌های خونبار مرسوم در جهان، چه در میان اقوام شبه جزیره عربستان و چه در سایر سرزمین ها از قبیل ایران، روم، شام و غیره و جنگ‌های طولانی ناشی از این جریانات، همه و همه باعث جذب مردم به سوی اسلام شد و حقانیت و آرامش و عدالت این دین جدید، مكتب تازه و فرهنگ نورا در برابر عقول و دیدگان آنان متجلی و منسجم ساخت. زیرا واقعا تعداد جنگها و ادامه‌ی ناهنجاری‌ها و خواب و غفلتها از معنویات، كرامت و عزت انسانی، هیچ فرصتی را برای شكوفایی و رشد و اعتلای فرهنگی، حقوقی، دینی، اقتصادی و اخلاقی در جامعه باقی نمی‌گذاشت و طبیعی است كه وجود مفاسدی مثل اسیر گرفتن زنان طائفه مقابل، زنده به گور كردن دختران، غارت ها و غارتگری های اموال مردم، برده گیری ها و خرافه پرستی ها همه از انواع بی نظمی و اختلال در زندگی مطلوب و ایده‌آل انسان ها محسوب شده و به شمار می‌آمدند و این بود كه بلافاصله پس از اعلام دعوت دین و اعلان تعالیم رهایی بخش قرآن و سنت، فورا مردم استقبال كرده و آن را با جان و دل پذیرفتند زیرا تشنه حقایق گم شده و متنفر وبیزار از اوضاع موجود و خسته و كوفته از مسائل تكرار شده و پر از ظلم و اجحاف وبی عدالتی بودند و در اولین فرصت ممكن، طعم حیات و معنویات را چشیدند و از خصومت و جنگ و بی عفتی دست كشیدند و گوش به فرمان اعتصام به ریسمان خداوندی داده و آن را در لابلای زندگی خود اجرا كردند.
 2. انگیزه‌های محرك در خود مكتب اسلام كه حقوق سه گانه حیات، كرامت و آزادی معقول و منطقی را به صورت جدی مطرح و تامین كرد به اضافه تشویق قرآن و سنت پیشوایان ما در زمینه تحصیل علم و دانش و اكتساب صنعت كه در زمان خود پیامبر اكرم، عصر سعادت، و مخصوصا در دوران نهضت ترجمه در قرون دوم و سوم هجری به صورت جدی، پیگیری مستمر داشت و عامل رشد و پرورش افراد و شخصیت‌های بزرگ علمی، فلسفی، دینی و ارتقای دانش بشری و شكل گرفتن علوم انسانی، پایه، تجربه و نجومی و زمینی گردید و مسلمین با همین تشویق ها و سفارشها توانستند، تمام دانش های بشری را حتی پخته تر، كاملتر و جامع تر از یونانی‌ها و اروپائیان به منصه ظهور رسانده و شاخه‌های آن را تا پانصد شاخه بالا ببرند و از جهت دیگر چون عقاید اسلامی مطابق با فطرت، ساده، منطقی و خردپسندانه بود خیلی زیاد در قلوب و صدور انسانها جای گرفت و احكام و تكالیف آن بر اساس حیات معقول كه مطابق با اصل وحدت و برابری بود بدون تاثیر نژاد، ملیت، رنگ، محیط، زبان، قومیت و عوارض انسانی، امكان پیشرفت و پذیرش را برای همه جوامع در كلیه زمان ها و مكان ها فراهم كرد.
 
* اركان اصلی دین اسلام:
 بدون شك این دین كه خود را كامل ترین، جامع ترین و تمام ترین مكتب معرفی نمود، چنانچه در آیه 3 مائده آمده است از دو ركن اساسی تشكیل شده است:
 
1. ركن درونی كه همان تعقل سالم و اندیشه كامل و وجدان ایده آل می‌باشد، زیرا هیچ كدام از احكام و عقاید آن با فطرت بشری منافات و تضادی ندارد و بلكه تمام تعالیم آن مكتب در جهت تقویت عقل و اندیشه و شكوفا شدن قلب و وجدان، می توانند نقش كلیدی داشته باشند و در كل آیات قرآنی بیش از 300 بار درباره عقل و تفقه و تدبیر و تحصیل شعور و هشیاری و تفكر و حكمت و علم و نظر در جهان و بكار بردن قلب آگاه و شنیدن و دیدن واقعیات، مطالبی بیان شده و تذكراتی ذكر گردیده است.
 2. ركن بیرونی كه عبارت است از پیامبران و علمای ربانی و جانشینان انبیا كه در این زمینه نقش زنده، فعال، پویا و همیشه بیدار رسول اكرم «ص»، ستودنی و زبانزد خاص و عام است زیرا او خاتم انبیا، سید مرسلین و تكمیل كننده دین خدا و پایان دهنده به دین سالم، ایده‌آل و مطلوب اسلام است كه تمام سفیران الهی، مردم را به آن دعوت كرده‌اند و این جریان ممتد هم چنان ادامه یافت تا در عصر خاتمیت به صورت پویا و جامع به بشریت تحویل داده شده، علی هذا دین خدا از آدم تا خاتم یك برنامه اعتقادی واحد، مبتنی بر ایمان به خدا، نبوت، توحید، معاد، فرشتگان، قضا و قدر، كتابهای آسمانی و مقدسات بوده، هر چند از نظر احكام، فروع، تكالیف عبادی و احوال شخصی گاهی تفاوت هایی وجود داشته است و آیه "ما كان ابراهیم یهودیا و لا نصرانیا و لكن كان حنیفا مسلما" (آل عمران 67) ، قدمت دین اسلام و مسلم بودن ابراهیم را اعلام كرده و صراحتا بصورت شفاف و رك بیان می كند كه دین شیخ الانبیا دین اسلام و منادی این آیین پا برجا و مستحكم و قدیم می باشد و شاید اشاره حدیث نبوی كه من پیامبر بودم و هنوز آدم در میان روح و جسد قرار داشت همین مطلب را تبیین می سازد.
 
* مبنای وحدت اسلامی:
 منشا حقیقی وحدت اسلامی همانا دین اسلام است كه ریشه خود را از فطرت سالم انسان ها گرفته و خداوند آن را در نهاد مردم به ودیعت گذاشته است "فاقم وجهك للدین حنیفا فطره الله التی فطر الناس علیها" (روم 30) نهادینه كردن این فطرت در هر زمان جزء وظایف انبیا و خاصان درگاه حق بوده است، آنان تمام پتانسیل های بالقوه و انرژی های بالفعل خود را مبذول و مصروف كرده تا این فطرت به صورت فعلی رشد كرده و تحقق یابد و این فطرت و متن كامل آن پس از نوح و پیامبر پیشین بوسیله حضرت ابراهیم ابلاغ شده و یهود و مسیحیت نیز خود را وابسته به آن می دانند.
 اجرای اصل فطرت كه ملت اسلامی باید آنها را دارا باشد از پنج راه به اثبات می رسد:
 الف : 1. قرآن مجید 2. معاد و ابدیت 3.نیاز بشر به پیامبران 4.عبادات و تكالیف 5. انجام كارهای با ارزش و مثبت. ب: این اصول را عقل سلیم و تفكر منطقی به صورت مشروح و مفصل در كتب اعتقادی، كلامی و فلسفی مورد تجزیه و تحلیل، تحقیق و آنالیز قرار گرفته اند.
 در آیه 13 شورا خداوند متعال دین را همان احكام تشریعی و اعتقادی سفارش شده به نوح و ابراهیم و موسی و عیسی ومحمد یعنی پیامبران اولوالعزم معرفی می نماید و بر عدم پراكندگی و تفرق در آن تأكید می فرماید. پیامبر اكرم(ص) در اولین واكنش نسبت به یهود و نصاری در مدینه آنان را به سوی مشتركات دعوت كرد و در آیه ی64 آل عمران فرمود : بشتابید به سوی كلمه ی مشترك در میان ما و شما كه توحید و عدم اتخاذ راهبان و احبار به عنوان ارباب من دون الله می باشد.
 ما انواع اختلاف را به صورت معقول و منطقی و غیرمنطقی و غیرمعقول داریم كه در واقع اختلاف معقول ناشی از اطلاعات مربوط به استعدادها و نبوغ و موضع گیری های طبیعی و قانونی است كه اشخاص در رابطه با حقایق دارند مانند اختلاف نظر در دریافت واقعیات عالم هستی از دیدگاه علوم نظری و فلسفه ها و "فی اختلاف امتی رحمه" حاكی از این مطلب است و بر اساس همین اختلاف و نگرش است كه اكثریت قریب به اتفاق دانشمندان و اندیشمندان اسلامی چه در فقه و اصول و فهم احادیث، و چه در فلسفه و كلام و ادبیات و غیره با كمال رضایت به بحث و كاوش و اظهار نظرهای گوناگون می پردازند و هیچ كدام دیگری را از اسلام خارج ندانسته و تلقی نمی كنند مثل كتاب تجرید العقائد خواجه نصیر الدین طوسی از علمای شیعه از نظر ملاعلی قوشچی از علمای سنی شرح می گردد و شرح او بر این كتاب از شاهكارهای شارح به حساب می آید و یا كتاب "المحجه البیضاء" تالیف ملامحسن فیض از مشاهیر علمای شیعه در شرح و تحقیق احیاء العلوم امام غزالی از معروف ترین و شاخص ترین علمای اهل سنت تالیف گردیده است.
ولی اختلاف نامعقول این است كه از هوی و هوس و یا تعصبی خشك و بی روح و خودنمایی و شهرت طلبی، كه مهمترین نمودهای غیرقانونی و انحرافی است، پیروی شده و با سعی كردن در تخریب، تكفیر و یا تفسیق دیگران، سخن، عقیده و افكار خود را بر دیگران تحمیل نموده و سخن و گفتار خود را بر كرسی قدرت و انانیت بنشانید و با طرح مساله آزادی قلم و اندیشه و بیان، آزادی و فكر و عقیده و ایدئولوژی، آزادی اراده و تالیف و تحقیق نه در راه عشق به حقیقت و شریعت و طریقت بلكه از طریق عشق به قدرت و شهرت، زمینه تحقیر دیگری و یا تضعیف افكار طرف مقابل را فراهم نمائید كه این جریان در واقع موجب تفرقه، پراكندگی افكار و عقاید، خصومتها و تضادها و دوری از وحدت كلمه و مشتركات می‌گردد و بازی با آنها تلقی شده، از روشهای قدرت طلبی به حساب می‌آید، ولی به صورت طبیعی و بدیهی اختلاف سالم و رقابت سازنده مطلوبترین عامل پیشرفت معرفت، عمل، دین و انسجام است كه بدون آن هیچ گونه حركت تكاملی در حوزه معرفت و عمل امكان پذیر نخواهد بود.
 اسلام هرگز سفارش نكرده كه مغزهای متفكر مسلمین فعالیت یكنواخت داشته باشند، بلكه اصرار و تاكید اسلام بر این است كه علیرغم اختلاف در نژادها، فرهنگ ها، قومیت ها، ملیتها، زبان ها و مناطق جغرافیایی و آب و هوایی، بحث و كاوش و اجتهاد باید دائمی، مستمر و پابرجا باشد. از اصول اشتراكی میان مذاهب و عقائد برحق دین و نقاط مشترك در دین اسلام پیروی گردد، بنابراین اختلافات در مسیر رقابت های سازنده بعنوان یك پدیده طبیعی كه معلول پویایی معارف اسلامی است پذیرفته می شود نه اختلافاتی كه مبدل به تضادها، تكفیرها، تفسیق ها و بی محبتی ها گردد كه خود عامل ركود، سقوط و انحطاط و نابودی می باشد.
در قرآن، وحدت نوعی و انسانی در سوره های مومنون، انبیا و بقره آمده و در سوره اسراء، كرامت انسانی و برخورداری او از نیكویی ها و برتری ها بیان شده است و در سوره حجرات خطاب به تمام افراد بشر، تعارف و شناخت با هم سفارش شده و در سوره آل عمران اعتصام به ریسمان خدا برای مسلمین و دوری از تفرقه تاكید شده است و در سنت پیامبر، در اولین دعوت وی در تپه صفا عدم برتری نژادها و قومیت ها سفارش شده و بر مبنای توحید و تقوا تاكید گردیده است. در اسلام بر مبنای شعار اساسی توحید، مسلمین و مومنین، ناس و امت را به فراتر رفتن از مرزهای تنگ و محدود جهان طبیعت و ماده و نفی و شكستن همه بت ها و مظاهر شرك فرا می خواند و همه را از یك مرد و زن خوانده و از جدایی و تفرقه، شقاق و انشقاق، تنازع و درگیری، خصومت و دشمنی نهی می نماید تا به چیزهایی چون خودپرستی، خون و طائفه و خویشاوند و قوم و قبیله و نژاد و ملت و وطن و سرزمین فكر نكنند و آنان را هدف قرار ندهند بلكه وسیله ای برای رسیدن به هدف اتخاذ نمایند كه همان توحید و اتحاد و تعارف و نوع دوستی و اسلام می باشد.
 در قرآن به "امت واحده" تاكید شده و حتی در بعضی از آیات قرآن من جمله سوره انبیا و مومنون، وحدت را قبل از توحید بیان فرموده است: "ان هذه امتكم امه واحده و انا ربكم فاعبدون" (انبیا 92) "ان هذه امتكم امه واحده و انا ربكم فاتقون" (مومنون 52)
 * علل و عوامل تفرقه از دیدگاه قرآن:
 1. ولایت شیطان و پذیرفتن آنكه در آیه 119 نساء آن ولایت را موجب خسران ابدی و آشكار می داند.
2. ولایت طاغوت و استكبار كه در سوره های انعام، شعرا، مومنون، سبأ و توبه آمده است.
3. ولایت اهل كتاب و كفار و ظالمین كه در سوره ممتحنه، آل عمران، نساء بر عدم اتخاذ دوست و سرپرست از كفار و اهل كتاب تاكید شده است و دوستی آنان را موجب پراكندگی و عدم انسجام مسلمین می داند.
 
* عوامل وحدت در قرآن:
 1. توحید و تعالیم دینی كه تمسك به آنها موجب نبودن اختلاف در میان مردم خواهد شد و گفتیم كه دستورات دین از آدم تا نوح و از نوح تا ابراهیم و از ابراهیم تا محمد «ص» همه در یك مسیر و با یك هدف و از یك مبنا و منشا بوده اند. طبیعی است كه قرآن بر رسالت انبیا تا دوران تحریف مهر صحت گذاشته و اشتراك در توحید و نبوت و معاد را به همه پیروان ادیان سفارش و تذكر داده است تا به حل و فصل مسالمت آمیز اختلاف موجود پرداخته و وحدت و همبستگی دینی و ایمانی داشته باشند.
 در سوره های آل عمران و بقره، آدم و نوح و ابراهیم و عمران را فرزندانی از نسل یكدیگر دانسته و با تعابیر "لا نفرق بین احدهم" و "لا نفرق بین احد من رسله و نحن له مسلمون" از انبیا الهی یاد كرده است و بر اشتراك و وحدت تعالیم آسمانی در ایمان به خدا، فرشتگان، كتب آسمانی، نبوت و رسالت انبیا تاكید ورزیده و حتی پیامبر اسلام را به پیروی از دین حنیف ابراهیمی فراخوانده است و در سوره نحل هم این مطلب بیان شده است.
 2. ولایت خدا، رسول و اولی الامر: هر چند در تفسیر اولی الامر اختلاف وجود دارد، چه در میان شیعیان و اهل سنت و چه در هر یك از آنها و این ولایت در سوره های انعام، یونس، ممتحنه، مائده، مجادله، آل عمران و شورا بیان گردیده است.
 3. قسط و عدل، امر به معروف و نهی از منكر كه در سوره های نساء و توبه و مائده آمده است.
 4. اعتصام به حبل الله و یا صراط مستقیم كه در سوره های آل عمران، مریم، زخرف، نساء و حج و همچنین الفاظی از قبیل اخوت، مودت، تالیف قلوب كه در سوره های حجر، توبه، شورا، حجرات و انفال ذكر شده است.
 
* وحدت در سنت رسول خدا:
 در كلام رسول خدا از ابتدای فرود آمدن او از غار حرا تا كنون الفاظ، عبارات و مفاهیمی استنباط، دیده و یا شنیده شده است و قرآن وی را به عنوان الگوی زیبا معرفی می كند.
 رهبر وحدت ببین بر لب غار حرا / دور شو از كینه و جدال و چون و چرا
 سنت یعنی قول و فعل و تقریر پیامبر از نظر اهل سنت و پیروی و اطاعت از حضرت به منزله پیروی و اطاعت از خداست و "من یطع الرسول فقد اطاع الله" – "قل ان كنتم تحبون الله فاتبعونی یحببكم الله" و "ما ءاتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا" ، كه این آیات تاكید بر اطاعت و محبت پیامبر در زمینه های قولی، فعلی و عملی دارند و از نظر اهل تشیع علاوه بر این موارد از رسول خدا كه به عنوان سنت محسوب می گردد، موارد نقل شده مذكور از ائمه اطهار هم جزء سنت به حساب می‌آیند. پیامبر اكرم از عوامل تفرقه ساز بیزار بوده و همیشه به وحدت دعوت كرده است تا جامعه اسلامی از هم فاصله نگیرند.
 برای نمونه فرمودند:‌"من فارق جماعه المسلمین فقد خلع و ربقه الاسلام من عنقه" و یا "من فارق الجماعه شبرا فمیتته جاهلیه" و "الجماعه خیر و التفرقه عذاب و یدالله مع الجماعه"و "مثل المومنین فی تواددهم و تراحمهم و تعاطفهم كمثل جسد واحد، اذا اشتكی عضو منه تداعی له سائر الجسد بالسهر للمومن و الحمی و المومن كالبنیان یشد بعضهم بعضا" و امثال این گفتارها كه همه تاكید بر وحدت و انسجام و دوری از تفرقه و جدایی دارند. و فرمودند: مسلمانان همانند دانه های شانه یكسان و برابرند و این سفارش ها و تاكیدها عامل به رسمیت شناختن مذاهب و رعایت حقوق برادری نسبت به هم و حجت و سند قاطعی بر وحدت ملی و انسجام اسلامی گردید. در جایی دیگر فرمودند: "من شهد ان الله لا اله الا الله واستقبل قلبتنا و صلی صلاتنا و اكل ذبیحتنا فذلك المسلم، له ما للمسلم و علیه ما علی المسلم" و از ابن عمر نقل شده كه حضرت رسول فرمودند: "امرت ان اقاتل الناس حتی یشهدوا ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله و یقیموا الصلاه و یؤتوا الزكوه فاذا فعلوا ذلك عصموا منی ماءهم و اموالهم الا بحق الاسلام و حسابهم علی الله" و همچنین فرمودند: هر فردی به برادر خود كافر گوید، یكی از آنان حتما كافر خواهد شد و هر كس مومنی را كافر خواند خود او كافر می‌شود و این دو حدیث در موطاء امام مالك ذكر شده اند.
 از دیدگاه حضرت علی علیه السلام كه در كتاب شرح حال سید جمال الدین اسدآبادی به قلم میرزا لطف الله خان نوشته شده آمده است كه او بهترین منادی وحدت و انسجام بوده است و محیط طباطبایی در كتاب بیداری مشرق زمین و نقش سید جمال در آن می نویسد:
 حضرت علی علیه السلام، حضرت عمر را از شركت مستقیم در جبهه نبرد با روم شرقی منع كرد تا وحدت اسلامی بوسیله بقای خلیفه ثابت باشد.
 حضرت علی علیه السلام در خطبه 206 اصحاب خود را از كارهای تفرقه انگیز مانند صب و لعن كه نشانگر تعصبات جاهلانه و خودبرتربینی گروهی است به شدت نهی فرمود و این فضیلت بزرگ برای حیدر كرار است كه اولین بنیانگذار تقریب بین مذاهب و منادی انسجام اسلامی است.
 در خطبه 134 نهج البلاغه زمانی كه مشاور با فراست و باتقوایی برای حضرت عمر می شود می فرماید: تو باید فرد دیگری غیر از خود را به سوی دشمن روانه كنی تا به عنوان مرجعی به شما مراجعه گردد زیرا ممكن است مغلوب شوی و مسلمانان تو را از دست دهند و حضرت عمر همیشه می فرمود پناه می برم به خدا از مساله ای كه علی علیه السلام در آن نباشد زیرا حیدر كرار، باب مدینه علم و تقوی و حلال مشكلات و مشاوری خردمند و فردی توانا با نظریه صائب بود كه همه خلفای ثلاثه در دوران حكومت خود با او مشورت كرده و نظر او را صائب و مثبت می دانستند.
 شیخ حر عاملی در كتاب وسائل الشیعه از امام علی علیه السلام نقل می كند كه پیامبر خدا با خلفا وصلت كرد و من هم پشت سر آنها نماز خواندم و مرحوم علامه سید شرف الدین، عالم بزرگ شیعه در كتاب اجوبه مسائل موسی جار الله در تفسیر عمل آن حضرت، آنرا از روی تقیه ندانسته و امام علی را منزه از انجام عبادت از روی تقیه می داند.
 و بالاخره روزی پس از ایثار سیدالشهداء حضرت امام حسین علیه السلام و انقلاب حضرت مهدی علیه السلام بار دیگر عظمت دین اسلام و هدایت بر حق آن را احساس می نماید و از كفر و تاریكی و تبعیض و تفرقه دور می شود و اگر با دقت هر چه لازمتر و ریزبینانه تر بنگریم می بینیم كه چون حضرت اسماعیل و عبدالله پدر پیامبر اكرم از قربانی شدن در راه خدا معاف شدند. اما بالاخره این جریان از خاندان پیامبر و عترت پاك او دور نشد و بالاخره سالار شهیدان به آن پاسخ مثبت داد تا روزی سردار جوانان اهل بهشت شده و در زیر شفاعت او مومنین آرامش بهشت و رحمت رضوان الهی را كسب نمایند و ندای "ان لن یستقم دین محمد الا بقتلی فیاسیوف خذینی" امام حسین الی الابد طنین انداز و در قیامت بر تمام عالم از آدم تا خاتم خوانده می شود و كرامت اهل بیت برای همگان ملموس خواهد شد. 
 والسلام
 
منبع: تبیان – مركز بزرگ اسلامی غرب كشور

مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور
کلیه حقوق این وب‌سایت متعلق به مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور می‌باشد.
مجری و پشتیبان: شرکت پارس آوان