مركز بزرگ اسلامي غرب كشور   اسلام ، شیعه ، سنی
نقشه سایت معرفی به دوستان تماس با ما
پایگاه اطلاع‌رسانی آوای امین
آواي امين
آوای امین
دسته‌بندی مقالات
همه مقالات
مقالات دینی
مقالات فقهی
مقالات سیاسی
مقالات اجتماعی
مقالات ادبی
مقالات متفرقه
اشعــــــار
ویژه‌ها
نقد و بررسی کتاب
وحدت جهان اسلام؛ چشم انداز آينده
وحدت جهان اسلام؛ چشم انداز آينده
معرفی شخصیت‌ها
ملا محمد کریمیان
ملا محمد کریمیان
گالری تصاویر

رویکرد تقریبی دوشنبه,3 اسفند 1388   

      
  یكی از مهم ترین محورهای مطالعات بین المللی، تشخیص و تحلیل نیروهایی است كه در ایجاد تقویت، تفاهم، هم بستگی و هم گرایی فرهنگ ها، ملت ها و جوامع مؤثر هستند. بررسی و مطالعه ی انگیزه ها، زمینه ها، الگوها، وجود تشابه و افتراق، عوامل مادی و معنوی مؤثر در هم گرایی و یا واگرایی در سطوح ملی، منطقه ای و بین المللی از مباحث مهم این حوزه ی مطالعاتی در دو سده ی اخیر است
 
به رغم منابع غنی اندیشه ای، به دلایل گوناگونی كه از حوصله ی این نوشتار خارج است در حوزه ی جهانی اسلام شاهد مطالعاتی و فقدان الگوهای روشن و دقیق مدیریت استراتژیك در زمینه ی تقریب مذاهب و وحدت جوامع، دولت ها و واحدهای ملی هستیم. در كشورهای اسلامی مطالعات حوزه ی روابط بین الملل و ارتباطات میان فرهنگی و مذهبی بر پایه ی اندیشه ی اسلامی مطلوب نیست و حتی در سطوحی بسیار مقدماتی است.عمده ی مطالعات در این زمینه در حوزه ی تمدنی و فرهنگی مغرب زمین (اروپا) صورت گرفته كه پاسخی به نیاز حیاتی صلح و امنیت بوده است.
تجربه های خونین قرون اخیر اروپا تا نیمه ی قرن بیستم میلادی، نظریه پردازان صاحب نظران و سیاست مداران را بر آن داشت تا به تأمل در سازوكارهای برون رفت از این وضعیت و استقرار صلح و امنیت در این قاره بپردازند. در حوزه ی نظری، تئوری ها و بدل های گوناگون مطرح و به آزمایش گذاشته شد. در ساحت عملی با رویكردی كاركردگرایانه و طرحی عمل گرایانه در بحران خیز ترین نقطه ی اروپای غربی یعنی در مرزهای آلمان و فرانسه، جامعه ی ذغال و فولاد اروپا تشكیل گردید. این جامعه نقطه ی عزیمت طرح بزرگ هم گرایی در اروپا گردید و اینك با گذشت بیش از نیم قرن شاهد اتحادیه ی اروپا با درجات پیشرفته ای از هم گرایی در میان واحدهای ملی این قاره هستیم.
جان مایه ی نظرات ارایه شده در این زمینه از جمله كاركردگرایی، نوكاركردگرایی، ارتباطات و … آن است كه برای ورود به عرصه ی وحدت و هم گرایی باید از وجوه كاركردی و فنی و غیرسیاسی آغاز نمود تا زمینه ی تقرب دیدگاه ها فراهم گردد و اصل تدرج از اصول حاكم در این فرایند است. به سخن دیگر، زبان حال این نظریه ها آن است كه «سنگ بزرگ نشانه ی نزدن است»، اگر بنای بر اقدام عملی و جدی وجود دارد باید بر پایه ی طرح و برنامه ی روشن، واقع بینانه، كاركردگرایانه و عمل گرایانه حركت كرد.
آنچه كه ارسطو از آن به تقسیم كار به خاطر مصلحت جامعه یاد می كند همان كاركردگرایی (Functionalism) در جهان پیچیده ی امروزین است. مصلحت جهان اسلام نیازمند این تقسیم كار در سطوح مختلف نخبگان، سیاست مداران، حكومت ها و سایر لایه های هرم اجتماعی است. نیاز فكری جهان معاصر و پاسخگویی به آن در ابعاد محلی، ملی، منطقه ای و جهانی و نیز در سطوح درون مذهبی، بین مذهبی، بین ادیانی و تعامل با جریان های غیردینی و یا ضد دینی نیازمند كار گسترده و فراوان و تقسیم كار مناسب و بهره گیری شایسته از داشته ها و پشتوانه ها و مبانی مشترك است. در برابر چنین نیاز عظیم و مسؤولیت بزرگ، پاسخگویی به آن كه مصلحت اهم امت اسلامی است، اختلافات فقهی و احیاناً كلامی- كه در جای خود در میان علمای مذاهب قابل طرح و بحث است- موضوعیت خود را به عنوان دستور اول برنامه ی كاری جهان اسلام از دست می دهد.
هم گرایی بر اصول بنیادین كاركردگرایی استوار است. كاركردگرایان بر پایه ی واقع گرایی مدعی هستند كه با رویكردی منطقی و تدریجی و با سعه ی صدر می توان به آرمان های صلح و امنیت از رهگذر هم كاری و هم گرایی و وحدت در سطح منطقه و نواحی جغرافیایی و در نهایت در سطح جهانی دست یافت. كاركردگرایان بر همكاری متقابل فنی بین المللی میان واحدهای ملی تأكید می كنند و بر این اعتقادند كه همكاری در فراسوی مسایل سیاسی، زمینه ی اتحاد و وحدت را فراهم می كند. به نظر این گروه از نظریه پردازان این نوع تعامل با موضوع بدون خدشه وارد كردن به حاكمیت ملی دولت ها، آن ها را بر حسب نیاز و ضرورت به هم نزدیك می كند و سرانجام به وحدت می رساند. راه كار و سازوكار پیشنهادی كاركردگرایان در مسیر، در چارچوب مقتضیات و ضرورت های حاكم بر روابط بین الملل است. به عنوان مثال بر ایجاد تأسیساتی تأكید می كنند كه نفع متقابل كشورها را در تولید، عرضه، صدور، مصرف و … و همكاری مشترك، تأمین می كند. ایجاد شركت های اقتصادی مشترك در حوزه های حمل و نقل، كشاورزی، صیادی و … و یا همكاری منطقه ای برای مقابله با آلودگی محیط زیست و یا تدوین مقررات هماهنگ برای كار و مبادله ی نیروی كار، فن آوری، سرمایه گذاری مشترك و… نمونه هایی برای چنین اقدامات است.
مفروضه ی بنیادین این ارتباطات و مبادلات آن است كه به تدریج حلقه های همكاری، گسترده شده، زمینه برای توسعه ی بیشتر روابط بر پایه نیاز متقابل فراهم می گردد و در زمان مناسب شرایط وحدت سیاسی فراهم می گردد. به سخن دیگر، اتحاد سیاسی یكباره رخ نمی دهد و با اقدامات موردی و مقطعی نیز دوام و قوام نخواهد داشت. برای رسیدن به آن مرحله باید از آزمون های مقدماتی همكاری متقابل و مشترك در زمینه های خیلی ساده، سرفراز بیرون آمد و آن گاه به مراحل جدی تر همكاری و در نهایت به وحدت سیاسی نایل آمد.
برخی نظریه پردازان این اقدامات گام به گام و تدریجی برای نیل به وحدت سیاسی را با نظریه ی Spill- Over یا تسری و فراگیر شدن و گاه با دكترین Ramification یا اشاعه ی همكاری تعبیر و تفسیر كرده اند. (1)
مقوله ی هم گرایی گاه به عنوان یك فرآیند (Process) در نظر گرفته می شود كه شامل فعل و انفعالات و اقداماتی است كه برای نیل به مرحله ی وحدت صورت می گیرد و گاه به عنوان یك وضعیت یا محصول نهایی (State End product) وحدت سیاسی است، نظیر آن چه در ایالات متحده و سوییس اتفاق افتاده است. (2)
بر پایه ی آن چه گفته شد برای ورود در عرصه ی تقریب به عنوان یك فرآیند لازم است پرسش های زیر به عنوان چارچوب مطالعاتی در نظر گرفته شود:
1- چه شرایطی مقدمات تخریب و وحدت را فراهم می كند، نقطه ی عزیمت كجاست؟
2- چه نیروهایی در ایجاد، توسعه و گسترش و قوام تقریب و وحدت نقش دارند؟
3- تقریب چه فرآیند و مسیری را دنبال می كند؟
4- وضعیت نظام تقریبی و مذاهب دخیل در آن در پایان فرآیند چگونه است؟
اقدامات و مراحل اجرایی لازم در این رابطه عبارتند از:
1- ضرورت ایجاد وابستگی متقابل (Intredepenence) میان جریان های مذهبی به عنوان پیش درآمد فرآیند تقریب و وحدت. برای ورود در عرصه های تقریب و گام نهادن در مسیر وحدت باید به یك سلسله عوامل كلیدی كه نواع و میزان و وسعت آن ها در فرآیند تقریب تأثیر زیادی دارند، توجه كافی شود؛ از جمله نقاط مشترك و تجانس های كلامی و فقهی، وابستگی متقابل در حوزه ی بقای اساس اسلام در عصر حاضر در مقابل هجمات صورت گرفته، فارغ از رویكردهای مذهبی مختلف، نقش نخبگان تصمیم ساز و تصمیم گیر در كشورهای اسلامی به عنوان تسهیل كننده فرآیند تقریب در زمینه ی ارتباطات بین مذهبی را فراهم می سازند و تصلب و یا انعطاف تصمیمات آنان در پیدایی و نیز پایایی این فرآیند موثر است. هر چند این فرآیند را سیاسی شدن صرف و افراطی باید پرهیز كند، ولی به عنوان یك پیش شرط باید به آن توجه شود. در این رابطه نقش نخبگان علمی جوامع اسلامی در فرهنگ سازی تقریبی و وحدت گرا در میان نخبگان تصمیم ساز و تصمیم گیر بسیار موثر است. برون گرایی نخبگان حكومتی و عدم تصلب مذهبی افراطی، یكی از پارامترهای مهم روان شناختی در این زمینه است كه بسان وحدت سیاسی واحدهای ملی در پرهیز از تنگ نظری موثر است.
2- فعال شدن نیروهای وحدت بخش و تقریب گرا كه به صورت ایجابی وارد عرصه می شوند.
در طول تاریخ، نیروهایی كه در ایجاد وحدت جوامعه بشری و واحدهای ملی نقش داشته اند عمدتاً در سه دسته شناسایی شده اند:
الف: نیروهای ارعابی (Coercive power) شامل تسلیحات و نیروهای نظامی و انتظامی.
ب: نیروهای مادی و اقتصادی (Utilitarian Power) یا عوامل اقتصادی، فنی و توانایی های اداری و سازمانی
ج: نیروهای عقیدتی و هویتی (Identitive Power) شامل ارزش ها، باورهای عقیدتی و فرهنگی …
آنچه در این نوشتار مورد نظر می باشد، دسته ی سوم است كه با ابزار اندیشه و فكر وارد عرصه ی روابط اجتماعی می شوند و به صورت ایجابی بسترهای تقریب را فراهم می سازند. نظام آموزش عالی كشورهای اسلامی یكی از مثال های عینی این جریان است كه می تواند به صورت ایجابی و با نگاهی تقریبی زمینه ی فرآیند تقریب و وحدت در اصول را فراهم كند. وجود رشته ی مطالعات تطبیقی مذاهب اسلامی در دانشكده های الهیات و یا وجود دانشكده های مستقل برای تدریس مذاهب اسلامی به صورت جداگانه یا در یك نظام تطبیقی نمونه ای از چنین ظرفیتی است.
دانش آموختگان چنین مراكزی می توانند با ایجاد جریان قوی تقریبی در جهان اسلام و فرهنگ سازی در لایه های مختلف اجتماعی زمینه ساز هم گرایی و از بین بردن عوامل واگرایی باشند.
3- پیش شرط دیگر گسترش دامنه ی ارتباطات و مبادلات كالاهای فرهنگی و روابط شهروندان جهان اسلام است كه در قالب توریسم فرهنگی و یا برگزاری نمایشگاه های كتاب به صورت عام یا تخصصی می تواند در زمینه ی از بین بردن خندق های ذهنی و یا فاصله های وهمی و خیالی و تصنعی موثر باشند. در این زمینه نظریات ارتباطات به ویژه نظریه ی ارتباطات میان فرهنگی می تواند روشنگر باشد.
مطالعات كارل رویچ و گروه پرینستون نشان داده است كه تعاملات و مراودات در میان ملت ها و لایه های زیرین جوامع در پی ریزی اساسی مستحكم برای هم گرایی موثر است. (3)
4- در صورت توفیق در مراحل قبلی بستربرای شكل گیری ساختارهای نوین با كاركردها و سازوكارهای مشخص فراهم می شود كه همان ساختارهای تقریبی و هم گرایانه است كه بر محور وحدت در اصول، تنوع و تعداد و اختلاف مذاهب در فروع را به رسمیت شناخته و سامان می دهد. اصول حاكم بر چنین ساختاری را مبانی و ارزش های تقریبی تشكیل می دهد كه عبارتند از :
1- تعامل ایجابی و همكاری موثر و با برنامه در زمینه ی مشترك و مورد اتفاق مذاهب اسلامی.
2- برجسته نكردن موارد اختلاف و معذور داشتن یكدیگر در این موارد.
3- دوری از افتادن در دام مهلك تكفیر، تفسیق و منتسب كردن یكدیگر به بدعت
4- اصل آزادی انتخاب مذهب.
5- اصل گفتگو در تعامل مذاهب به عنوان یك اصل قرآنی.
6- پرهیز از مؤاخذه ی یكدیگر در لوازم رأی در صورت روشن نبودن ملازمه.
7- آزادی عمل پیروان مذاهب در احوال شخصیه.
8- هم گرایی عملی و موضع گیری مشترك امت اسلامی در رویارویی با تهدیدات و چالش های عمومی جهان اسلام.
با رویكردی كاركردگرایانه و با توجه به مراحل و پیش شرط های پیش گفته به برخی راهكارها و سازوكارهای تقریب مذاهب اسلامی و جوامع و ملت ها و دولت های اسلامی اشاره می شود:
1- ضروری است برای دستیابی به درك مشترك از مقوله ی تقریب و مسایل و ابعاد گوناگون آن، به ویژه در سطح نخبگان و اندیشه ورزان جهان اسلام تلاش لازم صورت گیرد تا به نوعی اجتماع نظری و هماهنگی عملی برای اقدام هماهنگ و منسجم دست یافت.
2- اندیشه ورزی و تولید اندیشه بر پایه ی معارف دینی برای به دست گرفتن ابتكار نظری با ارایه ی نظریه های روزآمد، جذاب، عملی، كارآمد و اقناع كننده ی خردها جهت پاسخگویی به نیازها و فراهم كردن زمینه ی نوعی خوداتكایی نظری و عدم دنباله روی محض از حوزه ی نظری غرب در زمینه های مختلف برای مقابله با آثار منفی جهانی سازی.
3- در كنار تولید اندیشه و نظریه پردازی در عرصه های مختلف، باید تلاش نمود یك الگوی عملی، موفق و كارآمد از دمكراسی بومی بر پایه ی اندیشه ی اسلامی عرضه نمود تا از این رهگذر، زمینه ی همگرایی جوامع اسلامی در لایه های مختلف فراهم شود و عناصر واگرا از جمله مداخله ی نظام سلطه ی جهانی در امور داخلی كشورهای اسلامی فرصت دخالت و تحمیل الگوهای برون زا پیدا نكرد. در این زمینه «مدیریت تغییر و تحول» با تكیه بر استمرار در تغییر، بر پایه ی اصول اندیشه ی اسلامی و حفظ محكمات و مسلمات و رعایت عنصر زمان و مكان از رهگذر اصلاحاتی درون زا، همه جانبه نگر، هماهنگ، پایدار، درازمدت، نهادینه، برنامه ریزی شده، كنترل یافته، سازمان یافته، معتدل و سازنده، می تواند پاسخگو باشد.
4- ضروری است واقعیات جهان معاصر، به ویژه ادعاهای فریبنده و جذاب غرب در زمینه ی دمكراسی، حقوق بشر، آزادی، حق تعیین سرنوشت برای ملت ها، مبارزه با خشونت، تروریسم و … و برخوردهای گزینشی در این زمینه ها را به نسل های نو شناساند. هر چند كه وقایع جهان اسلام به ویژه در فلسطین و عراق و سایر مناطق تا حد زیادی منویات این گونه مدعیان را آشكار كرد و تا حد زیادی پرده از چهره ی واقعی مدینه ی فاضله ی ترسیم شده توسط دموكراسی لیبرال برداشت. ظلم و تبعیض محدودیت های فراوان برای قدرت انتخاب ملت ها در صحنه بین المللی، استفاده ی ابزاری از نهادها و قوانین بین المللی، نژاد پرستی، حق كشی، ضعیف كشی و تحمیل مونولوگ سیاسی و فرهنگی با ادعای جامعه ی چند صدایی متكثر و متنوع، گوشه ای از این واقعیات است كه باید نسل های نو را نسبت به آن آگاه نمود.
5- اهتمام بیشتر به ابعاد نرم افزاری قدرت با توجه به تحولات تكنولوژیك و انقلاب ارتباطات و اطلاعات و بهره گیری از فرهنگ به عنوان ابزار كسب منزلت بین المللی در تعامل با دولت ها و بازیگران غیردولتی. در این زمینه، طراحی نظام هماهنگ رسانه ای جهان در حال توسعه به ویژه جهان اسلام بر محور مشتركات فرهنگی و هویتی و سرمایه گذاری مشترك با بهره گیری از فن آوری های نوین ضروری است.
6- توجه به سازمان های منطقه ای در درون جهان اسلام به عنوان حلقه های عملیاتی هم گرایی در جهان اسلام.
7- بالا بردن توان بازیگری و قدرت مانور دیپلماتیك در صحنه ی بین الملل به منظور تبدیل چالش ها به فرصت ها و كنترل تهدیدها و افزایش میزان بهره وری در مورد فرصت های موجود و ایجاد فرصت های نو و ارتقای قدرت تصمیم گیری و پیش بینی و آینده نگری از رهگذر سناریوپردازی، مدل سازی و الگوپردازی. در این بین، افزایش سرعت عمل در بهره گیری از عنصر زمان در چاره اندیشی ها و اتخاذ سیاست های خردمندانه، كلیدی است، زیرا در شرایط حاضر بین المللی، تحولات گسترده و سریع و شتابان است.
8- مشاركت فعال و موثر در نهادهای بین المللی به منظور شكل دهی به افكار عمومی در سطح جهان و تقویت تریبون های جهان اسلام در این نهادها.
9- توجه خاص به نقش و جایگاه سازمان های غیردولتی (NGO) در جهت تقویت همكاری بین ملت ها و افزایش دامنه ی مخاطبان.
10- كاهش تعارضات، اختلافات و تنش ها در میان جوامع اسلامی و معطوف كردن توجهات به مشكلات و چالش های جهانی پیش روی جهان اسلام.
11- تلاش در جهت افزایش سهم كشورهای اسلامی در بازار جهانی محصولات و فرآورده های مذهبی؛ در این زمینه، مراكز علمی و موسسات پژوهشی و اندیشمندان مسؤولیت مضاعف دارند.
12- افزایش توجه به نقش خانواده و نهادهای مدنی در برنامه ریزی های فرهنگی و اجتماعی به منظور فرهنگ سازی در زمینه ی وحدت اسلامی و كادرسازی و تربیت نیرو در این عرصه.
در پایان لازم است اشاره شود برای طراحی استراتژی تقریب مذاهب اسلامی مناسب است بر پایه ی مدل مدیریت راهبردی چشم انداز پنجاه ساله ی تقریب ترسیم گردد و پس از تعریف مأموریت اصلی نهادها و ساختارهای ذی ربط از جمله مجمع تقریب مذاهب اسلامی، اهداف به طور دقیق تبیین گردند و آن گاه سیاست های كلان و راهبردها تعریف شوند و سپس برنامه ی جامع در دو مقطع زمانی ده ساله و برنامه ی عملیاتی برای مقاطع زمانی پنج ساله تنظیم گردند. در پایان هر مقطع و یا اجرای هر برنامه، با ارزیابی اقدامات انجام شده، نقاط قوت و ضعف روشن گردد. در این رابطه، آسیب شناسی فرآیند تقریب لازمه ی توفیق در مراحل و برنامه ها است.

مجمع تقریب مذاهب
مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور
کلیه حقوق این وب‌سایت متعلق به مرکز بزرگ اسلامی غرب کشور می‌باشد.
مجری و پشتیبان: شرکت پارس آوان